گرایش های طراحی

فیروزه کوبی

فیروزه کوبی یا فیروزه نشانی، هنری است که در طی آن فیروزه های ضایعاتی ناشی از تراش فیروزه به نحو جالب و هنرمندانه ای بر سطحی از یک بدنه یا زیرساخت فلز یا آلیاژ، در کنار هم نشانده می شود.

هنر فیروزه کوبی چیست؟

فیروزه کوبی یکی از معدود رشته های صنایع دستی است که سابقه ی تاریخی چندانی نداشته و در حال حاضر نیز تولید آن محدود و ناچیز است و همین امر باعث شده تا فیروزه کوبی آن گونه که باید شناخته شده نباشد هر چند که زیبایی و گیرایی یک فرآورده خوب صنایع دستی را با خود دارد.

به طوری که گفته می شود قدمت این صنعت به حدود شصت سال قبل می رسد در آن زمان شخصی به نام یوسف حکمیان معروف به محمدرضا در مشهد کار فیروزه کوبی بر روی زینت آلاتی مانند دستبند، گل سینه، گوشواره و… را شروع نمود و حدود بیست سال بعد این صنعت توسط صنعتگر دیگری به نام حاج داداش از مشهد به اصفهان برده شد.

در اصفهان، فیروزه کوبی به غیر از جواهرات در ظروفی مانند بشقاب لیوان گل آبپاش و… نیز مورد استفاده قرار می گیرد و تعدادی کارگر در کارگاه حاج داداش و پسران در این رشته به کار مشغول می شوند. حتی قسمت هایی از کار (چیدن فیروزه بر روی کار) توسط کارگران و صنعتگران زن انجام می گرفت.

یکی از کارهای جنبی صنعت فیروزه کوبی کار تهیه ی زیر ساخت است که در کارگاه زرگری و به طور جداگانه انجام می شود. دو تن از صنعتگران زرگری که کار تهیه زیرساخت برای کارگاه حاج داداش را به عهده داشته اند به تدریج وارد کار فیروزه کوبی هم شدند و بعد از او تداوم بخش این صنعت شده و در حال حاضر نیز به کار فیروزه کوبی اشتغال دارند. در حال حاضر صنعت دستی فیروزه کوبی فقط در اصفهان رایج و صنعتگران شاغل در این رشته محدود و منحصر به تعدادی انگشت شمار می شود.

انواع فیروزه

فیروزه ها بر دو نوع هستند: فیروزه سنگی و فیروزه خاکی.

فیروزه خاکی که از مسیر آب ها گرفته می شود هرگز رنگ عوض نمی کند و به همین سبب گرانبهاتر است. معدن کوهی (سنگی) در کوه واقع شده به این معنی که فیروزه با کلیهٔ سنگ کوه که غیر فیروزه است اتصال دارد و باید از سنگ، شکسته و فیروزه از آن جدا گردد.

اما معدن خاکی عبارت است از چاه و نقب در خاکی که در دامنه و پای کوه جمع شده و به واسطه برف و باران و تابش آفتاب و وزیدن بادها، از سنگریزه های کوه ریخته و با خاک مخلوط گردیده است و در میان آنها فیروزه یافت می شود و اغلب فیروزه ها که در معدن خاکی یافت می شود، اعلی و بسیار خوبست و در حقیقت نگین های انگشتری اعلی فقط در معدن خاکی یافت می شود ولی در معدن خاکی نظم و ترتیب عمل معدنچی گری ملحوظ نیست و هرکس میل دارد چاهی حفر می کند و نقبی می زند و دیگری آن را خراب می کند.

انواع فیروزه پس از رقم بندی، بنا به نوع جنس آن، هریک به اسمی نامیده می شود. وجه تسمیه هر یک بر اساس رنگ و یا محل مصرف فیروزه است. این اسامی شاخص نوع فیروزه است. در متون دورهٔ اسلامی، به انواع فیروزه و ویژگی های آنها اشاره شده است که این نام ها در مواردی مشترک هستند و برخی اسامی نیز در سایر متون دیده نمی شوند.

به عنوان مثال بیرونی در کتاب الجماهر نوشته است: بهترین نوع فیروزه آن است که از معدن ازهری و بواسحاقی باشد… اصل فیروزه این دو نوع هستند و بقیهٔ انواع آن درجهٔ دو محسوب می شوند.

در مخزن الادویه به انواع فیروزه ابواسحاقی، فتحی، ازهری، سلیمانی، درنویی، عبدالمجیدی، آسمانگونی، اندلسی، گنجینه، شبانکی و شیربوم اشاره شده است.

  • فیروزه ابواسحاقی: در کوه نیشابور هفت کان واقع است که انواع هفت گانه فیروزه را از آنها استخراج می کنند و بهترین آنها کانیست که خلف خلیل پدر اسرائیل، صاحب نفس قدسی ابوالانبیاء، اسحاق نبی صلوه الرحمن علیه، اظهار و افشاء آن نموده اند و آن را اسحاقی و ابواسحاقی گویند. فیروزهٔ معدن ابواسحاقی معروف ترین و مشهورترین معادن است و فیروزه ای که از این معادن بیرون کنند، نیکوترین، رنگین ترین و با قیمت ترین جمله معادن است
  • فیروزه ازهری: قریب بواسحاقی است. فیروزهٔ آن بغایت نیکو باشد.
  • فیروزه سلیمانی: فیروزهٔ شیر فام پر حلاوت است و اندک مایه، شیر فام است.
  • فیروزه زرهونی: در آن نقطه های زر باشد. اما به طراوت و حلاوت اقسام سابق نمی رسد.
  • فیروزه آسمانگون: آن را خاکی نیز می نامند.
  • فیروزه عبدالمجیدی: فیروزهٔ آن رنگین باشد اما اندک مایه درشت طبع است. در رسالهٔ جواهر، آن را فیروزهٔ رنگین، صافی، عالی و اندک مایه درشت اندام معرفی کرده است.
  • فیروزه عندلیبی: اندک مایه شیر فام است.
  • فیروزه گنجینه: بدترین همهٔ انواع است و آن معدن را گنجینه گویند که در آن از هر دو نوع فیروزه (نیک و بد) باشد و بیشتر فیروزهٔ آن بگردد (تغییر می کند) و تباه شود مگر آنکه بغایت صُلب باشد. بهترین فیروزه را عموماً بواسحاقی و سپس ازهری دانسته اند، سپس فیروزهٔ شیرفام و زرهونی و بعد آسمانگون، مرغوب بوده است. غیر از مواردی که نام برده شد، به بعضی انواع فیروزه نام های دیگری نیز داده شده است. مانند:

مسیحا: بعضی اقسام فیروزه، رخوالترکیب سفید فام است و چون این قسم را در روغن اندازند رنگین شود، لیکن عنقریب رنگ آن تغییر پذیرد و جوهریان (گوهرشناسان)، این قسم را مسیحا خوانند و به اندک روزگاری سبز و تباه شود و آن قلبی بود و آن را هیچ قیمت نبود.

اَبرَش: فیروزهٔ دو رنگ را ابرش نامند، قیمت ابرش بسیار نباشد.

طَرمَلَح: در ترکستان و طمغاج و خطا، بعضی فیروزه را که سنگی غریب با آن آمیخته باشد به حک هموار کرده و جلا داده و آنچه سنگ بوده باشد، سیاه کرده، آن را مبارک دارند و آن را سوراخ کنند و بر گوش و گردن می بندند و زیور بتان و بت رویان از آن سازند.

شدّر: بعضی از جوهر پیروزه که نیک خرد باشد که از آن نگین نتوان کرد، هر دو روی آن را هموار کنند و گرداگرد آن را چنان که بوده است، پس میان آن را ثقب (سوراخ) کنند و آن را شنر خوانند و در میان طویله های مروارید و غیر آن کشند.

مهم ترین و با ارزش ترین فیروزهٔ جهان در معدن فیروزهٔ نیشابور وجود دارد و به غیر از این معدن، معدن های دیگری نیز در ایران وجود دارند ولی قیمت فیروزه های این معادن بسیار کمتر از قیمت فیروزهٔ نیشابور است، به عبارتی دیگر در صورتی که دو فیروزه دارای خصوصیات یکسان باشند (از نظر رنگ، اندازه، نوع تراش و غیره) قیمت فیروزهٔ نیشابوری، پنج الی شش برابر بیشتر از سایر فیروزه های ایران است.

این تفاوت به دلیل برتری فیروزهٔ نیشابور از نظر استحکام، زیبایی، دوام و ثابت بودن رنگ آن نسبت به سایر فیروزه ها می باشد وزن مخصوص فیروزه نیشابور 79/2 گرم بر سانتی متر مکعب است که نشان از تخلخل کمتر آن نسبت به سایر فیروزه ها دارد. با توجه به اینکه در ساختمان فیروزه مقادیری آب وجود دارد، در صورتی که فیروزه در جای گرم و خشک نگهداری شود به تدریج آب خود را از دست داده و رنگ آن کمرنگ خواهد شد. از این رو سنگ های فیروزه نیشابور به سبب داشتن رنگ عالی، سختی بالا و وجود مقادیر کم آب در ساختمان فیروزه، از کیفیتی خاص برخوردارند.

مراحل ساخت و تولید فیروزه کوبی

یک فرآورده فیروزه کوبی اعم از زیورآلات و یا ظروف عبارت از شیء است مسی، برنجی، نقره ای، ورشویی و یا برنزی که ذرات و قطعات ریز سنگ فیروزه بر قسمت هایی از سطوح آن به فرم موزائیک در کنار هم نشانده شده و به این ترتیب جلوه ای خاص به آن بخشیده می شود. ساخت و پرداخت چنین فرآورده ای شامل دو مرحله ی کلی است:

الف) زرگری

زرگری عبارت از ساخت و آماده سازی جسم مورد نظر است با یکی از فلزاتی که به آن اشاره شد. این کار به وسیله ی صنعتگر زرگر و یا سازنده ی فلزات به وسیله دست، پرس یا با کمک هر دو انجام می گردد. پس از ساخته شدن فرم کلی شیء اعم از ظرف یا زیورآلات قسمتی را که باید فیروزه کوبی گردد مشخص نموده و اطراف آن را یک رشته ی باریک فلزی قرار داده و لحیم می نمایند به طوری که اطراف فرم مورد نظر به اصطلاح دیواره ای به ارتفاع دو تا سه میلیمتر از سطح ظرف پیدا نماید، این کار معمولاً به وسیله ی زرگر و گاهی به وسیله ی خود صنعتگر فیروزه کوب انجام می شود.

در صورتی که قسمت آماده شده برای فیروزه کوبی سطح زیادی را اشغال نماید و زمینه آن خالی به نظر برسد با رشته هایی از همان فلز نقوشی جزئی تر و کوچک تر به شکل تزئینی داخل آن قرار داده مجدداً لحیم کاری می کنند. این عمل علاوه بر زیباتر شدن فرم کار به سطح فیروزه کوبی شده استحکام بیشتری هم می بخشد.

ب) فیروزه کوبی

قبل از هر چیز صنعتگر فیروزه کوب خرده سنگ های فیروزه ی غیرقابل استفاده را از کارگاه های فیروزه تراشی و یا معادن فیروزه ی مشهد، نیشابور و دامغان خریداری می نماید. از آنجا که این خرده سنگ ها با مقادیری خاک و خرده سنگ های معمولی همراه می باشد ابتدا آنها را از ضایعات دیگر جدا و تمیز می نمایند.

سپس خرده سنگ های فیروزه را بر حسب اندازه از یکدیگر تفکیک و به اصطلاح دانه بندی می کنند تا در ساخت هر محصول، فیروزه کوب از قطعه فیروزه ای متناسب تر با سطح کار فیروزه کوبی استفاده به عمل آورد.

در مرحله بعد ظرف مورد نظر را گرم کرده و ضمن حرارت دادن روی قسمت هایی که باید فیروزه کوبی گردد لاک پودر شده می باشند به صورتی که پودر لاک تقریباً ذوب شده و سطح قسمت مربوطه را بپوشاند. در حالی که هنوز لاک بر سطح ظرف نرم و مذاب بوده و حالت چسبندگی دارد مقداری از خرده سنگ های فیروزه که بر حسب اندازه ی لازم از قبل آماده شده روی کار قرار می دهند.

سنگ ها باید طوری در کنار هم قرار گیرند که حتی الامکان فاصله ای بین آنها باقی نماند. به منظور پر کردن فواصل احتمالی بین سنگ های فیروزه، حرارت را کمی افزایش می دهند و مقدار دیگری پودر لاک بر روی سنگ ها می پاشند تا زمانیکه لایه ی لاکی به صورت مذاب درآمده و سپس با افزودن سنگ های ریزتر سعی می کنند تا سنگ ها کاملاً در کار جا گرفته و به اصطلاح بر آن بنشینند.

این عمل را معمولاً با کمک دست انجام می دهند. به این ترتیب که با دست بر سطح فیروزه فشار می آورند تا به خوبی به سطح کار بچسبند. پس از سرد شدن ظرف قسمت های لاک به صورت سخت و سفت در می آیند. بعد از این مرحله قسمت های پوشیده شده از لاک و سنگ فیروزه را به وسیله ی سنگ سمباده آب ساب می نمایند تا قسمت های اضافی لاک و برجستگی های جزئی سنگ ها سائیده و صیقلی گردد.

در این حالت است که سنگ های فیروزه به رنگ فیروزه ای و لاک به رنگ تقریباً سیاه در بین فواصل سنگ ها نمایان می شود. پس از اتمام این مرحله چنانچه در قسمت هایی از سطح کار باز هم ریختگی وجود داشته باشد مجدداً ظرف را حرارت داده و به وسیله ی سنگ های ریز و پودر لاک قسمت های ریخته را مرمت می نمایند و پس از آن سطح کار را سمباده زده و صیقل می دهند.

گاهی عمل مرمت را به وسیله ی نوعی بتونه ی فیروزه ای رنگ که با گل مل، روغن و رنگ لاجورد تهیه شده انجام می دهند. آخرین مرحله کار فیروزه کوبی پرداخت کاری است که در دو مرحله انجام می شود.

مرحله اول پرداخت قسمت های فلزی است که در کارگاه انجام شده و لایه ی کدر و تیره رنگی را که بر روی قسمت های فلزی در حین عمل فیروزه کوبی ایجاد گردیده به وسیله ی ابزارهای دستی و یا تیغه ی چرخ کاری از روی آن می زدایند و سپس این قسمت های فلزی را پولیش می کنند تا شفاف شود و حالتی صیقلی پیدا کند. مرحله ی دوم پرداخت محصول فیروزه کوبی شده است که پس از پولیش قسمت های فلزی ظرف مجدداً به کارگاه صنعتگر فیروزه کوب برگشت داده می شود و در آنجا سطوح فیروزه کوبی شده را به وسیله ی روغن زیتون یا روغن کنجد پولیش می نمایند تا این قسمت ها نیز شفاف و درخشان گردد.

صنعتگر تولیدکننده ی فیروزه کوب در مراحل کار از ابزار کار و وسایلی نیز بهره می گیرد که عمدتاً شامل قالب چکش، دریل، چراغ گاز، چراغ بنزینی، گازانبر، انبردست، پنس، منقاش، لوله های مختلف فلزی، سوهان و سنگ سمباده می باشد.

نکته حائز اهمیت در فیروزه کوبی در درجه اول نصب صحیح فیروزه بر روی فلز است، به گونه ای که دارای قدرت کافی بوده و هنگام پرداخت قطعات فیروزه از آن جدا نشود و دیگر اینکه هر چه ظرف فیروزه کوبی شده پرکارتر باشد و قطعات سنگ منظم تر در کنار یکدیگر نصب شده باشند و فاصله ی زیادی در بین قطعات فیروزه دیده نشود کار دارای ارزش هنری بیشتری است.

طریقه تراش فیروزه

تراش فیروزه به واسطه چرخی است که از سنباده و صمغ مخلوط کرده می سازند. سنباده را از بدخشان و صمغ را از هندوستان می آورند.

تراشنده با دست راست به واسطه کمان و زه چرخ را می گرداند و فیروزه را با دست چپ بر روی چرخ می گذارد و برای آن که انگشتش سائیده نشود ، قطعه چرمی یا کهنه یا چوبی به انگشت بسته آن را محفوظ می دارد. تا سی چهل سال قبل ، این چرخ ها معمول نبود ، سابقاً تمام فیروزه ها را روی سنگ هایی که در کوه ها پیدا می شد و اندک زبر و اکال بود می تراشیدند و وضع تراش آن به طور سائیدن بود. حالا هم فیروزه های ریز را به همان وضع می تراشند.

فیروزه را بعد از تراشیدن جلا می دهند و جلا دادن آن به سائیدن فیروزه است بر روی سنگ مصقل با قطعه چرمی با خاک فیروزه که از چرخ هنگام تراش پیدا می شود. جلا دادن کار اطفال است و یک نفر جلادهنده برای سه نفر تراشنده کافی است.

اقسام تراش و اشکال آن

شکل تراش فیروزه بسته به اندازه و شکل اصلی دانه و قطعه ی فیروزه است. از میان اشکال دو شکل نهایت متداول و مرغوبست. یکی پیکانی که مخروطی است دیگری مسطح پهن و صاف است. قطعه ی پیکانی هر چند بیشتر برجستگی داشته باشد و اوج آن تندتر ، مرغوب تر و مطلوب تر می باشد.

اما فیروزه هایی که نازک باشد ، به کار تراش پیکانی نمی آید و آنها را مسطح می تراشند و اگر کلفت تر باشد تقریباً بیضی تراشیده می شود که روی آن حدبه دارد و هر چه حدبه آن زیادتر باشد ، مرغوب تر است.

نیز تراش پیکانی مخصوص فیروزه ی خوش رنگ است چه اگر فیروزه کم رنگ باشد و پیکانی تراشیده شود اوج و بالای آن به واسطه نازکی قبول شعاع خارجی می کند و سفید می نماید و از قیمت آن می کاهد.

فیروزه عربی را اغلب مسطح می تراشند و قطعات بزرگتر عربی اکثر معیوب است و خوش رنگ نیست. اما جواهری ها و حکاک ها معایب آن را که از قبیل بهق و برص باشد با نقش هایی که روی فیروزه می کنند و از طلا و اکلیل و غیره پر می نمایند، می پوشانند و اگر خطی روی آن رسم کنند مخصوصاً حروف را و نقاط و گل و بته را در روی آن معایب و لکه ها قرار می دهند که عیب ها مستور گردد.

سنگی در معدن به نظر رسید که طول آن قریب یک گره بود و در معدن به بیست و پنج قِران فروخته شد بعضی جاهای آن خوش رنگ و در برخی نقاط رگ سفید و لکه ی سیاه و سبز داشت. یک نفرحکاک مشهدی در آن سنگ صنعت به کار برده آیه ی قرآنی بر آن نقش نمود و فیمابین حروف و کلمات را طوری گل و بته رسم کرد که تمام عیوب آن سنگ را ناپیدا و مستور ساخت و آن فیروزه به شصت تومان فروخته شد ….)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *